صدای احسان

سال ۸۵ و اتفاقات مهم موسیقی ایران در این سال
نویسنده : احسان - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸

 

سال ۸۵ شاهد اتفاق هاى زیادى براى موسیقى ایران بود، اما بیش از این که سال اتفاق هاى موسیقى باشد، سال چهره هاى موسیقى و فعالیت ها و اخبار جدید آنها بود؛ چهره هایى که آمدند و چهره هایى که رفتند. چهره هایى که با آمدنشان خبر یک روزنامه ها شدند و چهره هایى که با رفتنشان نخستین تیترها را ساختند. اگرچه نمى توان ازکنار اتفاق هاى مهمى که در موسیقى امسال رخ داد، به راحتى گذشت.

کنسرت ها :

بى شک مهم ترین کنسرت هاى موسیقى در سال ،۸۵ اجراى قطعه «نى نوا» ساخته «حسین علیزاده» به وسیله گروه زهى پارسیان و کنسرت گروه دستان بودند.قطعه «نى نوا»ى حسین علیزاده که یکى از شنیدنى ترین قطعات ساخته شده اوست، به همت بچه هاى ارکستر پارسیان در آخرین روزهاى تابستان در کاخ نیاوران اجرا شد؛ کنسرتى که مخاطبان بسیارى را راضى کرد. گروه موسیقى دستان نیز که سعى شان بر این است هرسال در ایران برنامه اى را اجرا کنند، به اجراى قطعات جدید پرداختند. بارزترین ویژگى کنسرت هاى این گروه را باید در اجراى قطعات نو در هر کنسرت و اجتناب از تکرار دانست. نوازندگان و آهنگسازان این گروه که همگى از معتبرترین موسیقیدانان ایرانى هستند، سال هاست که کنار هم ساز زده اند و لهجه هاى موسیقایى هم را قبول دارند. این گروه امسال «سالار عقیلى» را به عنوان خواننده جدیدش با خود همراه کرد.گروه موسیقى کامکارها نیز که لقب ماندگارترین گروه موسیقى ایران را از آن خود کرده است، در کنسرتى بزرگ در تالار وزارت کشور به اجراى کنسرتى به نام « شور کامکارها» پرداخت. در این کنسرت همه گروه حاضر بودند و قطعات جدیدى را در دو بخش ایرانى و کردى به صحنه بردند.اما یکى دیگر از کنسرت هاى به یادماندنى امسال کنسرت موسیقى گروه «نفر» به سرپرستى «محسن نفر» و آواز «حسین علیشاپور» بود و سر و صداى زیادى به پا کرد و مخاطبان زیادى را جذب کرد.نفر که سال ها از موسیقى صحنه اى دور بود، امسال با بهره گیرى از آواز علیشاپور، کنسرت خوبى را در خلال برنامه هاى جشنواره موسیقى فجر در تالار اصلى تئاتر شهر به صحنه برد. علیرضا قربانى خواننده جوان ارکستر موسیقى ملى ایران نیز تصمیم به همکارى با گروه موسیقى «ایرانى» گرفت و دانسته هایش در آواز ایرانى را در سه شب در تالار وحدت عرضه کرد. در میان کنسرت هاى موفق خارجى هم باید به کنسرت استاد شجریان به همراه گروه جدیدش در یونسکو اشاره کرد. او که سال ها با ترکیب اصلى حسین علیزاده، کیهان کلهر و پسرش همایون کار کرده بود، امسال تصمیم به جدایى از آنها و پیوستن به گروهى جدیدى با بهره گیرى از نوازندگانى چون «سعید فرجپورى» کمانچه،«محمد فیروزى» عود و«همایون شجریان» تنبک وخواننده و مجید درخشانى به عنوان نوازنده تار گرفت. این گروه تصمیم دارند تا در بهار ۸۶ کنسرتى بزرگ را در تهران ترتیب دهند که قطعات آن از آهنگسازى هاى درخشانى،«شجریان»، «فرجپورى» است

برگزارى کلاس هاى آواز شجریان



اگر مهم ترین اتفاق موسیقى سال را برگزارى مستر کلاس هاى آواز استاد آواز ایرانى ندانیم، بى شک مى توان آن را در زمرهاستاد محمد رضا شجریان مهم ترین ها برشمرد.در اقدامى فرهنگستان هنر اعلام کرد تصمیم به برگزارى مستر کلاس هاى آواز ایرانى با حضور محمدرضا شجریان دارد و از پس تمام علاقه مندانى که آشنایى با ردیف دستگاهى موسیقى ایران داشتند مى توانستند مدارکشان را فرستاده و در تست صدا شرکت کنند. حدود ۴هزار نفر در این کلاس ها که به صورت رایگان برگزار مى شد شرکت کردند و تست هاى صدا به وسیله شاگردان استاد یعنى «حمیدرضا نوربخش» ، «على جهاندار» «على کرامتى» و «مظفر شفیعى» گرفته شد تا نهایتاً ۱۵۰ نفر از میان آنها انتخاب شدند. اگرچه دو هفته پیش نخستین جلسه این کلاس ها آغاز شد اما تست هاى دیگرى گرفته مى شود تا این تعداد به ۳۰ نفر برسد. شجریان دوره زمانى خاصى را براى این کار در نظر نگرفته است و اعلام کرده تا هر زمانى که لازم باشد این کلاس ادامه پیدا خواهد کرد.

اما برگزارى این کلاس که سالها خلأ آن حس مى شد از سوى استاد آواز ایران، اتفاق مهمى بود.شجریان که شاگردان بسیار محدودى داشت، بالاخره بعد از این همه سال تصمیم گرفت دانشش را به بخش وسیع ترى از علاقه مندان آواز ایرانى که طرفداران زیادى هم در قشر جوان دارد، انتقال دهد.او در مصاحبه اى در مورد وضعیت آواز ایران و علاقه جوانان به آن گفته بود: «خوشبختانه جوان ها، بخصوص در ایران، خیلى به موسیقى خودشان توجه کرده اند و هنرمندان جوان بسیار زیادى در سالهاى مختلف داریم که خیلى خوشحال کننده است و خیلى بیش از سابق است. این خود نشان دهنده این است که مردم به اصالت ها و فرهنگ خودشان که زبان موسیقى شان است توجه دارند و فرزندانشان را تشویق مى کنند که این موسیقى را یاد بگیرند. اکنون هنرجویان بسیار زیادى در سرتاسر کشور داریم، چه در تهران چه در شهرستانها، که شناسایى نشده اند، ولى اینها کارشان را مى کنند. امیدواریم که دولت به فکر بیفتد و راهى باز بکند که این استعدادها شکوفا و معرفى بشوند به جامعه، تا تشویق بشوند و به کارشان ادامه بدهند. سال هاست که مى بینیم هنرجویان و علا قه مندان به هر درى مى زنند تا آواز بیاموزند، اما نتیجه رضایتبخشى به دست نمى آید و نمى توانیم چند نفر را پیدا کنیم که پرچم آواز ایران را در دست بگیرند اما ناامید نیستم و استعدادهایى را دیده ام که نور امید را در دلم روشن کرده است»

او در این کلاس قصد ندارد دانسته هاى پیشین هنرجویان را نادیده بگیرد و آموزش را از آغاز شروع کند، بلکه معتقد است به آنان کمک خواهد کرد تا راه را درست تر ادامه دهند. شجریان دو مشکل عمده را در میان آوازخوانان ایران عنوان مى کند: «این که از صدایشان استفاده درست نمى توانند بکنند و فقط مى توانند در یک محدوده اى بخوانند؛ آنان از اول به تکنیک توجه نکرده اند و فقط ردیف یاد گرفته اند.هیچ جایى خوانندگانش به اندازه ایران ضعف ندارند و از هر ۱۰ خواننده ایرانى ۹ نفر خارج مى خوانند و این برمى گردد به نبودن کلا س هاى خوب آواز.نکته دوم هم این است که اغلب شعر را فداى ملودى و ردیف و گوشه مى کنند و این بى انصافى است.در سال ۱۳۷۱ به دعوت مرکز حفظ و اشاعه آثار موسیقى قرار شده بود دوره اى عالى براى خوانندگان برگزار کنم و ۱۱۵ نفر ۱۱۵ نوار کاست ارائه کرده بودند اما نتوانستم حتى یک نفر را انتخاب کنم زیرا اغلب آنان یا از نظر تکنیکى مشکل داشتند و یا فالش مى خواندند.همین اتفاق باعث شده بود که او به فکر بیفتد که موضوع چیست؟ ردیف را همه درس مى دهند اما هیچکس به دنبال تکنیک نیست، دنبال صداسازى نبوده اند و پیگیرش نیستند و اگر هم مشکل را پیدا کرده اند راه درمان را نشان نداده اند.»

على جهاندار (خواننده) هم که خود از شاگردان شجریان است، گفت: متأسفانه جوانان موسیقى ایرانى که در بخش آواز فعالیت مى کنند به بیراهه رفته و گوش موسیقیایى آنها خراب شده است.مدرسان آواز نقش بسیار مهمى در تعلیم جوانان دارند و متأسفانه بیشتر مدرسان تعلیم درستى ندیده اند که بتوانند شاگرد را به سیر تعالى که درست خواندن است برسانند.کارگاه هاى آموزشى شجریان بسیار آموزنده است؛ حتى آنهایى که سالیان سال در کنار محمد رضا شجریان با عنوان شاگرد و همراه حضور داشته اند مسائل جدیدى را مى شنوند که بسیار جذاب و مفید است و اگر کسى بتواند از پس این کلاسها برآید با ریاضت و تمرین مداوم مى تواند مسیر صحیح آواز ایرانى را طى کند.

 

 

اسکار های موسیقى :

چندین و چندسال پیش استاد شجریان، کیهان کلهر و حسین علیزاده براى آلبوم « فریاد » کاندیداى دریافت بزرگترین جایزه دنیاى موسیقى یعنى جایزه گرمى شدند، اگرچه از دریافت آن بازماندند. پس از آن کیهان کلهر به همراه شجاعت حسین خان براى آلبوم هاى «غزل» کاندیداى دریافت این جایزه شد، اما امسال براى سومین بار ایرانى ها نماینده اى را در بخش موسیقى کلاسیک جهان داشتند ولى چنانکه پیش بینى مى شد، این کار مشترک حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان نتوانست جایزه اول گرمى را در این بخش به خود اختصاص دهد و میدان را به رقیبى از آفریقاى جنوبى وانهاد. ۲۳ بهمن ماه، مراسم اختتامیه چهل و نهمین دوره جایزه گرمى برگزار شد و برندگان ۹۰ رشته شناخته شدند و در بخش موسیقى کلاسیک جهان، آلبوم «متبرک» از آفریقاى جنوبى بود که برنده این جایزه شد. این آلبوم براى دهمین سال استقلال کشور آفریقاى جنوبى ساخته و از سوى گروه سووتو اجرا شده بود.

موسیقى فیلم :

امسال موسیقیدانان برجسته ایران در زمینه موسیقى فیلم کارهاى به یادماندنى ساختند.کیهان کلهر در پروژه ساخت موسیقى فیلمى به کارگردانى فرانسیس فورد کاپولا کارگردان سه گانه «پدرخوانده» همکارى کرد.«ازوالدو گولیف» آهنگساز مشهور آرژانتینى از نوازندگى کیهان کلهر در موسیقى فیلم «جوانى بدون جوانى» اثر «فرانسیس فورد کاپولا» استفاده کرد و کلهر در کشور رومانى مشغول ضبط قطعاتى به صورت تکنوازى با ساز کمانچه شد. کلهر که پیش از این آهنگسازى بخش هایى از موسیقى فیلم مستند جاده ابریشم را که محصول شبکه NHK ژاپن بود، با همکارى ژائو ژیپینگ (آهنگساز چینى) برعهده گرفته بود و هرساله کنسرت هاى زیادى را در کشورهاى مختلف برگزار مى کند، پیشنهاد گولیف را پذیرفت.حسین علیزاده، نوازنده و آهنگساز تواناى ایرانى نیز پس از سالها که در زمینه موسیقى فیلم اثرى نساخته بود، ساخت موسیقى مجموعه تلویزیونى « زیر تیغ» را به عهده گرفت.وسیقى که با فضاى این مجموعه همخوانى دارد و بخصوص در لحظات تراژیک به کمک صحنه ها مى آید.او در ساخت این موسیقى همچون دیگر کارهایش تمامى از سازهاى ایرانى بهره گرفت و توانست فضاى کلى اثر را به خوبى در موسیقى اش نمایش دهد.کامبیز روشن روان نیز با ساخت موسیقى فیلم «بچه هاى ابدى» از ساخته هاى پوران درخشنده موفق به دریافت دیپلم افتخار بهترین موسیقى فیلم از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر شود.انتشار آلبوم «گذر» پیمان یزدانیان که به عنوان سومین آلبوم از مجموعه موسیقى فیلم هایش منتشر شد، اتفاق تازه اى براى موسیقى فیلم ایران بود.او در این آلبوم قطعاتى از موسیقى فیلم هاى«گاهى به آسمان نگاه کن» ساخته کمال تبریزى، «چهارشنبه سورى» ساخته اصغر فرهادى، «سیماى زنى در دوردست» به کارگردانى على مصفا و «پرنده باز کوچک» ساخته رهبر قنبرى گنجاند. فضاى این آلبوم نیز همچون اکثر آثار یزدانیان داراى سبک و سیاق ویژه اوست که در استفاده از سازهاى کششى همچون ویولن، ویولن سل و کنترباس علاقه زیادى دارد.

جشن خانه موسیقى

هشتم مهرماه امسال هفتمین جشن خانه موسیقى که مهم ترین تشکل موسیقیدانان ایران است در تالار وحدت با حضور جمع کثیرى از هنرمندان و علاقمندان برگزار شد.این مراسم همزمان با روز جهانى موسیقى و گرامیداشت یاد و نام مولانا، تحت عنوان «شب موسیقى» با حضور بزرگان و هنرمندان برجسته وبا تجلیل از فرهاد فخرالدینى،کیخسروپورناظرى،شهرام ناظرى وحسین علیزاده شب گذشته در تالار وحدت برگزار شد.از جمله بخش هاى مهم این مراسم اجراى قطعاتى در نعت پیامبر(ص) به مناسبت سال پیامبر اعظم بود که گروه «انوار عرفان تربت جام»به سرپرستى «نور محمد در پور» از استان خراسان قطعه اى از موسیقى مقامى شرق خراسان آن را اجرا کردند. پخش کلیپ هایى در یادمان استادان تجویدى و پاور، از دیگر بخش هاى این مراسم بود.اجراى گروه موسیقى «جوان» به سرپرستى «محمد على کیانى نژاد» از دیگر بخش هاى جشن خانه موسیقى بود که با حضور هنرمندان و مسؤولان برگزار شد.

ثبت موسیقى ردیفى ایران در یونسکو:

با این که پرونده موسیقى ردیفى ایران از سال ۸۳ براى ثبت در فهرست میراث معنوى یونسکو مطرح شده بود، اما امسال هم این قضیه سرانجامى پیدا نکرد و باز هم به تأخیر افتاد. برنامه ارائه این پرونده که تا کنون به علت کمبود منابع مالى، آماده نبودن ساخت فیلم مستند کوتاه و بلند ردیف هاى موسیقى وبه طور کلى حاضر نشدن پرونده چندین به تعویق افتاده بود، این بار نیز به علت تغییر ضوابط ثبت پرونده هاى میراث معنوى یونسکو و اعلام نشدن ضوابط جدید از جانب این سازمان دست کم به سال آینده موکول شد.پس از تعیین و اعلام ضوابط کنوانسیون ۲۰۰۳ که هم اکنون برنامه شاهکارهاى معنوى یونسکو در آن قرار دارد، زمان ونحوه پرونده هاى ارسالى مشخص خواهد شد وپیش از آن نظرى قطعى در این مورد نمى توان اعلام کرد.در حالى که یونسکو پیش از این اعلام کرده بود به دلیل حل شدن موسیقى نواحى و مقامى کشورها در فرایند جهانى شدن، و به خطر افتادن هویت ملى آنها تصمیم به ثبت موسیقى ملى کشورها و نغمه هاى نواحى آنها گرفته است، اما پرونده موسیقى ملى ایران همچنان روى میزهاى یونسکو در حال خاک خوردن است. دکتر «محمد سریر»، رئیس کمیته ملى موسیقى یونسکو در ایران در زمینه این پرونده گفت: «در دیدارى که با دیوید اشتل مسئول بخش میراث شفاهى آسیاى میانه داشتیم وصحبت هایى که در این زمینه داشتیم، ایشان از ثبت این میراث معنوى استقبال کردند، اما به دلیل این که مقررات جدید براى ثبت این آثار هنوز مشخص نشده است، نمى توانیم تاریخ دقیقى براى ارسال پرونده اعلام کنیم « ما در حال پیگیرى کارهاى پژوهشى خود را در این زمینه هستیم و استخوان بندى پرونده نیز تا این زمان تعیین مى شود ،اما جزئیات آن پس از اعلام ضوابط به طور دقیق مشخص خواهد شد.بخشى از کار نیز مربوط به ضبط موسیقى محلى از نقاط مختلف کشور است که بتدریج آن را آغاز مى کنیم.هدف از این کار معرفى جهانى موسیقى ایران و ارائه آن به عنوان یک هنر و میراث جهانى است.خانه موسیقى براى موفقیت این امر با مرکز موسیقى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و سایر بخش هاى فرهنگى دولتى همچون سازمان میراث فرهنگى مذاکراتى داشته است.

 

اتفاقهای مهم برای استادان:

شهرام ناظرى:

با انتشار خبر اهداى بالاترین نشان فرهنگى کشور فرانسه به «شهرام ناظرى» نام ناظرى بار دیگر بر سر زبان ها افتاد. او که همواره به عنوان یکى از فعال ترین چهره هاى موسیقى ایران محسوب مى شود، امسال نیز بار دیگر در کشور فرانسه به اجراى قطعات پرداخت و با وجه به محبوبیت ویژه اى که در میان فرانسویان دارد، بالاترین نشان فرهنگى این کشور به او اهدا شد.این خواننده مطرح موسیقى سنتى به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولا نا در سالن دلا ویل فرانسه به اجراى کنسرت پرداخته بود که با استقبال خوب فرانسویان مواجه شد و از هفته ها قبل بلیت هاى این کنسرت پیش فروش شده بودند.او همچنین در آخرین روزهاى تابستان امسال کنسرت بزرگى را در نمایشگاه بین المللى تهران با حضور یک اسپانسر و بهره گیرى از نوازندگان و آهنگسازان جوان برگزار کرد که باوجود استقبال مخاطبان حواشى و جنجال هاى بسیارى را به همراه داشت.او در این کنسرت قطعات جدیدى را که ساخته آهنگسازان جوان بود، اجرا کرد و در آخرین بخش برنامه به اجراى قطعات معروفى چون « اندک اندک»، «آتش در نیستان» و …پرداخت.

محمد رضا لطفى

آهنگساز و نوازنده نامى تار و سه تار، پس از ۲۵ سال به ایران آمد و در آخرین روز فصل تابستان در نخستین برنامه عمومى خود در تالار رودکى ظاهر شد. لطفى در این برنامه درباره کمانچه و کمانچه نوازى به سخنرانى، نواختن ساز و پرسش و پاسخ با حاضران پرداخت.لطفى که در سال هاى اول انقلاب یکى از فعال ترین و بهترین آهنگسازان و نوازندگان موسیقى بود، سال ها از ایران و موسیقى صحنه اى به دور ماند و با بازگشتش تا ماه ها همچنان تیتر یک اغلب مجلات و صفحات موسیقى روزنامه ها شد. لطفى که در آن سال ها با گروه موسیقى شیدا اجراهاى موفقى را رقم زده بود، به صورت رسمى اعلام کرد که تصمیم دارد بار دیگر این گروه موسیقى را احیا کند.

کامبیز روشن روان

که تا پیش از برگزارى جشنواره موسیقى فجر عنوان مدیرعاملى خانه موسیقى را داشت، به دلایلى نامعلوم استعفا داد و به فاصله چند روز بعد از آن به عنوان دبیر بیست و دومین جشنواره موسیقى فجر منصوب شد و حمیدرضا نوربخش به عنوان مدیر عامل خانه موسیقى انتخاب شد. روشن روان که در طول این سال ها به عنوان آهنگسازى فعال در زمینه ساخت موسیقى فیلم و همچنین موسیقى سمفونیک شناخته مى شود، همه تلاشش را کرد تا جشنواره اى متفاوت برگزار کند که تا حدود زیادى هم موفق بود. او بار دیگر ثابت کرد که هم در عرصه مدیریت موسیقى و هم در عرصه آهنگسازى، مى تواند موفق عمل کند. او که امسال در کنار همه مشغولیت هایش، از کار اصلى اش غافل نماند، موسیقى فیلم «بچه هاى ابدى» را به کارگردانى «پوران درخشنده» ساخت و موفق شد دیپلم افتخار بیست و پنجمین جشنواره بین المللى فیلم فجر را از آن خود کند. اگرچه بعدها در مصاحبه اى اعلام کرد که امسال با اختصاص ندادن سیمرغ بلورین جشنواره به موسیقى فیلم، شأن موسیقى پائین آورده شد.

 

درگذشتها :

یکى دیگر از مهم ترین اتفاق هایى که در سال ۸۵ به وفور براى موسیقى ایران رخ داد، مرگ موسیقیدانان یکى از پى دیگرى بود. در نخستین روزهاى امسال منوچهر همایون پور، دارفانى را وداع گفت و این مرگ و میر تا آخرین روزهاى سال دست از سر موسیقى برنداشت. منوچهر همایون پور، صبح روز دوشنبه هفتم فروردین هشتاد و پنج، در اثر عارضه قلبى در بیمارستان مهراد، در تهران درگذشت. اما پنجم آذر براى اهالى موسیقى و بخصوص آهنگسازان موسیقى فیلم، روز تلخى بود. بابک بیات سازنده موسیقى متن آثارى همچون ولایت عشق، سلطان و شبان وکشتى آنجلیکا پس از یک دوره بیمارى در سن ۶۳ سالگى درگذشت. بعد از فوت بیات، پس از روزها که همه منتظر به هوش آمدن خواننده جنوبى موسیقى پاپ بودند، «ناصرعبدالهى» خواننده معروف ترانه «ناصریا» در روز ۲۹ آذرماه درگذشت. ششم دى ماه نیز مصطفى کسروى، فاگوت نواز و آهنگساز خوش ذوق ایرانى و سازنده اورتور شوشترى، سرود درختکارى، گفت وگو کن، جست وجو کن، و … در سن ۸۳ سالگى از میان ما رفت. در پى او، ۱۳ بهمن ماه ویولن پرویز یاحقى، تکنواز و ترانه سراى ایرانى براى همیشه خاموش ماند.

(منبع:روزنامه ایران شماره: ۳۵۹۱ نویسنده: سمیه قاضی نژاد)

 


comment نظرات ()
توضیحات آواز "زمستان است" از زبان استاد شجریان
نویسنده : احسان - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸

اولین اجرای شعر نو:

]سال ۱۳۵۴ شعرپرکن پیاله را“را خواندم که برای همین کار اعتراضات فراوانی را به جان خریدم.اما اجرای زمستان به نظرم به جوهره موسیقی شعر نو بسیار نزدیکتر است.البته شنونده های ما عادت کرده اند،وقتی گوشه داد را میشنوند در دستگاه ماهور فرود بیاید،این بار باید اندکی بیشتر به ذهن خود فشار بیاورند،که البته در دراز مدت و با تکرار اینگونه ابداعات طبیعی است که گوش آنها هم به آن عادت خواهد کرد و آن احساس غریبگی اولیه جای خود را به حس آشنا خواهد داد[

 

کنسرت "زمستان" و احساس سردی رابطه ها:

]من در کنسرت زمستان سعی کردم همچون شعر،سردی رابطه ها را با زبان آواز بیان کرده باشم.البته در این زمینه اختراع خاصی صورت نگرفته است،بلکه براساس همان چیزی که در موسیقی آوازی ما وجود داشته والبته با اندکی تغییر ،دو گوشه از دستگاه مختلف را برای این کار در نظر گرفتم.این نکته را هم توضیح بدهم که پیش از این،قطعه داد و بیداد(داد در دستگاه ماهور و بیداد در دستگاه همایون) را آقای علیزاده ساخته بودند و پیشنهاد دادند روی آن شعری با آواز خوانده شود،که من ابتدا فکرم روی غزل بود،اما پس از گذشت چند مدتی به فکر افتادم که زمستان اخوان ثالث را همراه با آن به آواز درآورم.یکی دو جلسه تمرین کردیم،متوجه شدیم که کار خوبی خواهد شد که ابتدا کنسرت آن را اجرا نمودیم و سپس به صورت نوار ان را منتشر کردیم

 

 

باز هم "زمستان":

راستش،من خیلی تحت تاثیر کلام شعر ]زمستان[ قرار گرفتم،به نحوی که میتوانم بگویم،در هیچ یک از کنسرتهایم،اینگونه تحت تاثیر فضای شعر قرار نگرفته بودم. گاه که کنسرت تمام میشد،سردی زمستان و کوتاهی سقف آسمان را در وجودم حس میکردم.اینگونه،شعر مرا با خود میبرد.چون حال و هوایی که در صحنه در من ایجاد میشد،وضعیت و حال و حس همان مردم زمستان زده را تداعی میکرد و گویی من هم یکی از مجموعه مردمان زمستان زده بودم


comment نظرات ()
ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی
نویسنده : احسان - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸

 

مطلبی که خواهید خواند ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی است که کتاب آن به همراه ۶ نوار کاست(حاوی آواز ها و دستگاه ها و گوشه ها با صدای خود محمود کریمی) از سال ۱۳۶۵ پخش شد لازم به ذکر است محمود کریمی (۱۳۰۶- ۱۳۶۳) در موسیقی ایران شخصیت بی نظیر و استثنایی است؛ او سالها به تدریس ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت و هنوز هم ردیف آوازیش، بهترین ردیف برای آموزش آواز و مرجع خوانندگان است.

آواز کریمی حجم وسعت آنچنانی نداشت (بر خلاف قمر، تاج یا شجریان و …) ولی بقدری آواز را روشن و قابل فهم تدریس می کرد که بجز خوانندگان، نوازندگان بی شماری هم زیر نظر او تعلیم می دیدند.

برای شروع لازم است بدانید که ردیف های موسیقی سنتی ایران به چندین نوع نقل شده و ممکن است شما مثلا با گوشه چها پاره یا چهار باغ در آواز ابوعطا که توسط محمود کریمی جای داده شده برخورد نکرده باشید و یا آواز بیات کرد را در ردیف آوازی محمود کریمی نتوانید پیدا کنید

در ادامه با هم ردیف آوازی محمود کریمی را بررسی میکنیم.

*دستگاه شور*

۱. درآمد ۲٫کرشمه ۳٫درآمد نوع دیگر به نام خارا ۴٫گوشه رهاوی ۵٫ اوج ۶٫ شهناز ۷٫ قرچه ۸٫رضوی ۹٫رضوی با تحریر ۱۰٫بزرگ ۱۱٫ دوبیتی ۱۲٫ حسینی ۱۳٫ زیر کش سلمک ،حزین،فرود ۱۴٫ گرایلی ۱۵٫مثنوی

*آواز ابوعطا*

۱٫درآمد ۲٫سیخی ۳٫رامکلی ۴٫رامکلی(نوع دیگر) ۵٫خسرو شیرین ۶٫خسرو شیرین(نوع دیگر) ۷٫گوری ۸٫ حجاز ۹٫چهار پاره یا چهار باغ

*آواز بیات ترک*

۱٫درآمد اول ۲٫درآمد دوم ۳٫ دوگاه ۴٫روح الارواح ۵٫ جامه دران ۶٫فیلی ۷٫شکسته ۸٫قطار ۹٫قرائی ۱۰٫شهابی ۱۱٫مهربانی ۱۲٫ مثنوی

*آواز دشتی*

۱٫درآمد ۲٫اوج ۳٫گیلکی ۴٫بیدکانی ۵٫چوپانی ۶٫دشتستانی ۷٫غم انگیز ۸٫ دیلمان ۹٫مثنوی

*آواز افشاری*

۱٫در آمد ۲٫جامه دران ۳٫حصار ۴٫قرائی ۵٫نحیب ۶٫حزین ۷٫رهاب ۸٫ صدری ۹٫مثنوی

*دستگاه همایون*

۱٫درآمد ۲٫چکاوک ۳٫لیلی و مجنون ۴٫شوشتری ۵٫طرز ۶٫نی داود ۷٫بیداد ۸٫راجع ۹٫راز ونیاز ۱۰٫راز ونیاز نوع دیگر ۱۱٫شوشتری نوع دیگر ۱۲٫بختیاری

*آواز بیات اصفهان*

۱٫درآمد اول ۲٫درآمد دوم ۳٫جامه دران ۴٫بیات راجع ۵٫سوز و گداز ۶٫اوج ۷٫نغمه ۸٫گوشه ای دراصفهان ۹٫بیات شیراز ۱۰٫مثنوی ۱۱٫صوفی نامه

*دستگاه سه گاه*

۱٫درآمد ۲٫درآمد نوع دیگر ۳٫زابل ۴٫مویه ۵٫شکسته مویه ۶٫حصار ۷٫مخالف ۸٫مخالف به مغلوب ۹٫حدی و پهلوی ۱۰٫مثنوی مخالف

*دستگاه چهار گاه*

۱٫درآمد ۲٫زابل ۳٫حصار ۴٫فرود ۵٫مخالف ۶٫مخالف به مغلوب ۷٫منصوری ۸٫حدی و پهلوی ۹٫رجز ۱۰٫مثنوی مخالف

*دستگاه ماهور*

۱٫درآمد ۲٫گشایش ۳٫داد ۴٫حصار ماهور،آذربایجانی زیر افکن،ماهور صغیر،فرود ۵٫فیلی ۶٫شکسته ۷٫دلکش ۸٫نیشابورک ۹٫گوشه نیریز ۱۰٫مراد خانی یا آذربایجانی ۱۱٫طوسی ۱۲٫نصیر خانی ۱۳٫خاوران ۱۴٫نحیب،عراق،محیر،آشور،حزین و فرود ۱۵٫راک هندی ۱۶٫صفیر راک ۱۷٫راک عبدالله ۱۸٫راک کشمیر ۱۹٫ساقی نامه،صوفی نامه و کشته ۲۰٫مثنوی

*دستگاه راست پنجگاه*

۱٫درآمد ۲٫پروانه ۳٫نغمه ۴٫روح افزا ۵٫نیریز ۶٫پنجگاه و سپهر ۷٫عشاق ۸٫بیات عجم،بحر نور،قرچه،مبرقع،سپهر،فرود ۹٫نحیب،محیر،نحیب،حزین،آشور،فرود ۱۰٫طرز ۱۱٫لیلی و مجنون ۱۲٫راک هندی و صفیر راک ۱۳٫راک عبدلله ۱۴٫راک کشمیر

*دستگاه نوا*

۱٫درآمد ۲٫گردانه ۳٫نغمه ۴٫بات راجع ۵٫عشاق ۶٫نهفت ۷٫خجسته ۸٫نیشابورک ۹٫حسینی ۱۰٫عراق ۱۱٫نیریز و گوشه نیریز ۱۲٫رهاب و ناقوس ۱۳٫تخت طاقدیس ۱۴٫شاه ختائی


comment نظرات ()
کم‌لطفیِ لطفی، یادداشتی از آوا مشکاتیان خطاب به محمدرضا لطفی
نویسنده : احسان - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٧

شش سال از روزهایی که محمدرضا لطفی به ایران بازگشت، می‌گذرد.روزهایی که نوید آینده‌ای روشن را برای موسیقی ایران می‌داد. روزهای امید بود و شوق.همه جا سخن از جمع شدن دوباره اساتید موسیقی ایران و خلق دوباره آثار ماندگار و بدیع بود.خیال اتحاد مجدد به ذهن‌ها رسید… زهی خیال باطل

وطنم ایران، ای عاشقان و کنسرت‌های گروه شیدا و دیگر مجموعه‌ها از لطفی به بازار آمد؛ ولی هیچکدام راست پنجگاه، به یاد عارف، عشق داند و… نشد.این آثار به سرعت از از یاد علاقه‌مندان رفت و آنطور که باید مورد اقبال دوستداران موسیقی ایرانی قرار نگرفت

همزمانی بازگشت لطفی به ایران با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و حرف و حدیث‌های مختلف پیرامون آن، اظهارات عجیبش در محافل و مجامع مختلف، از جشنواره موسیقی فجر و گفته‌هایش درباره کمانچه و کمانچه نوازان گرفته تا مصاحبه‌های جنجالی‌‌اش، همچنین

نیش و کنایه‌هایی که در چند سال اخیر به هم‌قطاران و همکاران سابق و از همه مهمتر دوستان گذشته خود عرضه می‌دارد، اکنون لطفی را به اعماق حاشیه رانده. اماآخرین گل‌واژه‌های استاد بازخوردهای بیشتری نسبت به صحبت‌های قبلی‌اش داشت.از نمونه این بازخوردها می‌توان بهاین متن اشاره کرد.از اهالی و نزدیکان موسیقی ایران و کسانی که معمولاً پیکان صحبت‌های محمدرضا لطفی آنان را نشانه گرفته هم فکر می‌کنم این اولین بار است که (آنچنان که در ادامه می‌خوانیم) کسی واکنش صریح و رسمی داده باشد

 

آوا مشکاتیان دختر زنده یاد پرویز مشکاتیان، سکوت را شکست و دیروز متنی را در جواب به آخرین صحبت‌های محمدرضا لطفی و در مقام دفاع از پدر و پدربزرگش نوشت که در ادامه می‌خوانیم

به سالِ پار، نگاشتم چند خط و نبرد‌م حتی نامی‌ از کسی‌ که زمانی‌ زخمه‌هایش بر تارهای تار می‌توانست دلت را بلرزاند، ترنمی به چشمانت بنشاند و بی‌خویش‌ات کند در این روزگار همه خویش‌پرست! اما در این هنگام به روشنی می‌گویم که می‌خواهم از کم‌لطفیِ لطفی‌ بگویم؛ بر خودش، هنرش، مردمانش و رفیقان و همرهانش

استاد لطفی! اگر شما حرمت بزرگوار پدرم ندانستی، من دختِ خاندانی‌ام که حرمت می‌شناسند، پس هنوز می‌خوانمت استاد! قضاوتِ بودن یا نبودنش یا بهتر بگویم استادماندنِ شما بماند برای تاریخ

هنوز به یاد دارم شوقی را کز آمدن شما در چشمان مهربان پدرم دیدم. به یاد دارم ظهری را که به دیدارتان آمد به رسم رفاقتِ دیرین. پدرِ من هیچ‌گاه «رفیق» را «سیاسی» نکرد!! چیزی که شما بودید. و اکنون از معنای‌ هر دو بازماندید. که دگر نه پیرو آن فکرید کز برایش از این سرزمین گریختید و نه معنای‌ حقیقی رفیق می‌دانید. و خوش به روزگار من و آئین که تا هستیم، سرمی‌افرازیم به غرور از حرمت‌ مردمی که پرویز می‌دانست

باری، او رفت با دستان هنرمندش و ماند نغمات زیبایش. و شما؛ همان دوست که پرویز آن همه دوستش می‌داشت، نه تنها کلامی به مهر برای خاندان من ننگاشتید در آن هنگام سوگ، که آن کذب‌های خنده‌آور گفتید. تا این‌جا نیز در قاموس من به جز سکوت نبود، اما این بار آتش‌بیار معرکه‌ای شدید که نباید. پس برای‌تان مرور می‌کنم چیزهایی را که نمی‌دانید یا نمی‌خواهید که بدانید.

خاطره‌ی به چالش کشیدن «بیداد» در مجلس وقت و آن همه اذیّت را به یاد دارید؟ به یاد دارید که پدرم و همراهانش ساز را به سان سلاح باید با مجوز حمل می‌کردند؟ می‌دانید چند ساز هنرمندان این سرزمین در آن سال‌ها شکست؟ چند ساعت موسیقی ضبط شده به خونِ دل، پاک شد؟ به یاد دارید کنسرت‌هایی را که در میان اجرا، هنرمندان‌مان را از روی سن پایین می‌کشیدند؟

آن سال‌ها شما در گوشه‌ای از دنیا آرام گرفته بودید!

استاد لطفی، اگر شما یادتان نیست به خاطرتان می‌آورم که در اوایل انقلاب آن‌قدر بعضی‌ تندرو بودند که باید سِلفون روی کاست‌های سونی را می‌سوزاندی! بیداد در این هنگام منتشر شد. در همین محیطی‌ که شما خیلی راحت از آن سخن می‌گویید. بعد از سه دهه، در هنگامی که هنرمندان این سرزمین خون دل‌ها خوردند تا بخشی، تنها بخشی از حقوق‌شان را باز پس گیرند، آمدید گفتید که هیچ کس هیچ کاری نکرده است. اگر از خاطرات رنجش‌های گونه‌گون در این سال‌ها بگویم، می‌شود کتاب نوشت. از خاطراتی که اگر بگویی، می‌شود جار زدن و جلب توجّه! پس بماند برای دلم.

آن‌قدر ضد و نقیض میان گفته‌های شما هست که نمی‌دانم کدام را باید به چالش کشید. گویی خود نیز نمی‌دانید چه می‌خواهید! بر محمدرضای شجریان خرده گرفته‌اید که دردش موسیقی‌ نیست و نمی‌خواهد یک جریان فرهنگی‌ باشد. مرور کنید مصاحبه‌های‌تان را. شما به همه و جزییات زندگی‌ همه کار داشتید و از همه سخن گفتید و به راستی‌ آن‌قدر که سنگ خودتان را به سینه زدید که من چنین و چنان، چه‌قدر سنگ موسیقی‌ را به سینه زدید؟ شاید نمی‌دانید اما بسیاری را می‌شناسم که عاشقانه دوست‌تان داشتند و اکنون از گفته‌های شما خجل‌ اند.

استاد لطفی، آوا موسیقی شما را به چالش نمی‌کشد، اما می‌تواند راوی خاطره‌ای از مردی باشد که هنوز مردمانش اشک‌ـ‌به‌ـ‌گونه و گاهی‌ هم سماع‌کنان به نغماتش گوش می‌کنند.

شبی‌ که پدرم به کنسرت شما آمد و از نیمه‌ی کنسرت به خانه بازگشت. تا صبح غمگین در خانه قدم‌ زد. گاهی بغض داشت. هنگامی که رسید از راه، نشست. طبق عادت و به هنگام تاٌثر زیاد، دو دست بر پیشانی گذاشت و سر به زیر افکند. پرسیدم چرا این‌قدر زود آمدید؟ خوب اید؟ با نگاهی‌ همه غم و صدایی گرفته گفت: «آوا، امشب احساس می‌کردم لطفی دارد روی سِن، خودش را پیش چشم همگان دار می‌زند


comment نظرات ()
آشنایی با ساز کمانچه
نویسنده : احسان - ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٧

در دایره المعارف فارسی جلد ۲ ذیل کمانچه آمده است :  از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می کنند، کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است

 

شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد. ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم. و به همین جا اضافه می کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.

قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته می شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست.از نظر شکل، کاسه ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می کنند. کاسه هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می شوند. استفاده از این کمانچه ها در قسمت های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچه ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسه ی سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچه ها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می شوند. کمانچه های پشت باز معمولا از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می شوند.کاسه های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه ای هستند، در کمانچه های ترکه ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه هایی که در روی قالب خم شده اند ساخته می شود. ضخامت این کاسه ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می گیرد. کاسه های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولا از گردو خراطی می شود. وزن کاسه از کاسه های ترکه ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچه ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه هایی ساخته می شود که تغریبا کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می شود، این کمانچه ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند.

قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولا ۲۰ سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسه های بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می شود

دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریبا در یک شکل ساخته می شود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک ۳۷ میلی متر و در محل اتصال به کاسه ۳۱ میلی متر است. طول دسته کمانچه ۳۱ سانتی متر است

در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالا در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار می گیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل می شوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می شود و این پوست معمولا پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می تواند باشد

 

خرک بر روی پوست قرار می گیرد و سیم ها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار می گیرد.
آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی ۶۰ سانتی متر و موی دم اسب

موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد.

چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه.

برای ساختن کمانچه ای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.


comment نظرات ()
استاد نور علی برومند، ستاره ای که یادی از او نمیشود
نویسنده : احسان - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٧

چند روز پیش نواری از دوستی هنر دوست به دستم رسید که سخت مرا تحتنورعلی خان برومند (متولد ۱۲۸۵) تاثیر قرار داد . این نوار نود و هفتمین برنامه گلچین هفته بود که شرح حال، زندگینامه وبرخی آثار استاد نورعلی خان برومند را مورد بررسی قرار میداد. در خصوص نور علی خان برومند اطلاعاتی داشتم ، ولی برخی ویژگیهای این برنامه منحصر به فرد بود و به شخصه از پاره ای موضوعات مطرح شده اطلاعاتی نداشتم. بعد ازشنیدن آن گریستم . آنچه در این برنامه گفته می شد به شدت مرا منقلب کرد وبه خصوص از  دلخورده از خاک ، که چگونه چنین ستارگانی را با نهایت قساوت در خود جای داده است.

نور علی خان برومند یک انسان معمولی نیست. اوگنجی در این سرزمین بوده است که نمیدانم در زمان خودش به خوبی شناخته شده بود یا نه؟ ولی در سالهایی که در آن نفس می کشیم و رفتار ها را می بینیم ، در حق او وسایر هنرمندان(نه فقط در عرصه موسیقی اصیل ظلم فراوان می شود). نور علی برومند پلی بوده است بین هنرمندان گذشته و جوانان زمان خودش که این جوانان هم اکنون یکه تاز دنیای موسیقی اصیل ایران زمین هستند

نکته بسیار حائز اهمیت که از خصوصیات اخلاقی شادروان برومند به شمار میرفته است این بوده که وی با آنکه به انواع موسیقی ایرانی آشنا  و به نواختن   سازهای مختلف تسلط داشته است ، ولی هیچگاه نخواست که به عنوان نوازنده یا موسیقی دان حرفه ای مطرح شود. حتی برنامه مزبور، آثار منتخب پخش شده را از برادر ایشان اخذ کرده است که آنها را در محافل خصوصی و خیلی دوستانه نواخته است. آیا انسانی به این والایی می توان یافت. در حال حاضر هر که ته صدایی در خود یافت میکند به زور کامپیوتر و دستگاههای الکترونیکی وارد حیطه خوانندگی و نوازندگی میشود و گیتار ،  آن هم از نوعی برقی اش در دست می گیرد وبا ادا و اصول فراوان آنرا می نوازد.

نورعلی خان برومند با سازهای مختلف آشنا بود و آنها را تا حد اعلا می نواخت و به ردیفهای خوانندگی نیزآشنایی فراوان داشت و اینها را از پدری دلسوز و موسیقی دان داشت که خانه اش محفل اساتید زمان خود  نظیر :  سماع حضوراستاد سنتور، درویش خان  استاد تار  ، حسین خان اسماعیل زاده  استاد کمانچه و سید حسین طاهر زاده استاد آواز بود.برومند ابتدا تنبک و سپس تار را از درویش خان آموخت.

استاد خالقی در کتاب ارزشمند خود “سرگذشت موسیقی ایران” از نور علی برومند به عنوان یک یار  کم نظیر در نگارش کتاب یاد کرده است. وی در مطالب بعدی از ادامه تحصیل برومند سخن می گوید.

برومند چه شخص بی نظیری بوده است که علاوه بر موسیقی در درس و علم نیز سرآمد بوده است. وی برای تحصیل به خارج از کشور(آلمان)رفت ولی از خالقی اجازه می گیرد که سه تاری را همراه خود به اروپا بیرد. این است نهایت احترام و ادب به هنرمند  و نهایت عشق به موسیقی. عجب شخصیتی دارد این والامقام برومند !

برومند در آلمان تحصیل میکرد و وی حتی به موسیقی غربی نیز علاقه مند شد ودر مدت دو سال پیانو را فرا گرفت و تمام این کارها را تا بیست و دو سالگی انجام داد. وی در این مدت زبان آلمانی را هم فراگرفت.

برومند پس ازشش سال تحصیل در رشته پزشکی  وبازگشت از آلمان و درگذشت درویش خان ، نزد موسی معروفی نت نویسی را فراگرفت.متاسفانه وی در حادثه ای به  آسیب چشم مبتلا شد و پس از دو سال معالجه بی نتیجه در سوئیس ، عاقبت بینایی خود را از دست داد. برومند در وصف حال خود در این ایام یک بیت شعر می سراید که خون از چشم همه عاشقان موسیقی روان میکند.

مارا زدیده هیچ به جزاشک بهره نیست    وین بهره بس زدیده که باآن توان گریست

برومند زبان آلمانی را هم تدریس کرد و سه تار و تار را از صبا و فروتن آموخت.این چهره درخشان،  سبک جدید و بدیعی در سه تار نوازی پدید آورد که هم اکنون هم مورد استفاده اساتید و هنرمندان قرار می گیرد. وی علاوه بر آن در تنبک هم شیوه ای نو و منحصر به فرد داشت تا به آنجا که عارف قزوینی دستان او را بوسیده است.

وی نزد حبیب سماعی ، سنتور وتمام ردیفها و ظرایف و ریزه کاری های این ساز راهم فرا گرفت . متاسفانه این استاد به تمام معنا ، به دلیل نابینایی کمتر سنتور می نواخت . ولی در نواختن سنتور در همین حالت هم چیرگی خاص داشت.

سرانجام برومند ردیف موسیقی ایرانی را هم تدوین کرد . وی دید پس از درویش خان و میرزاعبدالله تنها یک نفر بنام اسماعیل قهرمانی آنرا به خوبی پاس داشته است . وی سالها برای ضبط این ردیفها به روایت قهرمانی زحمت کشید و آنها را تدوین کرد و با تار نواخت.

زحمات نورعلی برومند وسیله ای شد که تلاشهای هنرمندان قبل در اغلب سازهای ایرانی و آواز به نسل امروز منتقل شود و این بزرگترین خدمت او به موسیقی اصیل ایرانی است. به صورتی که اساتید برجسته امروز نظیر لطفی ، علیزاده ، طلایی ، کیانی ، ذوالفنون ، سروستانی ، شجریان و بسیاری دیگر تحت تعلیم او به جایگاه فعلی دست یافته اند .

سرانجام در دوم بهمن  سال  ۱۳۵۵ نور ستاره درخشان عالم موسیقی ایران زمین رو به افول نهاد و خاموش شد . شخصیت بی همتای موسیقی اصیل در حالی دارفانی را ودع گفت که تمام عمر خویش را صرف علم و هنر کرد و به تشنگان و فرزندان این آب و خاک آموخت.

… و اما دریغ از یاد او  از سوی رسانه  ملی. دریغ از نامگذاری یک خیابان یا مدرسه یا مکانهای ادبی به نام او . اسامی  تکراری فراوانی بر روی امکان و خیابانهای شهرهای مختلف کشور گذاشته شده است که در هر شهری میتوان آنها را دید. اما از این هنرمند فرزانه هیچ نام و خاطره ای نیست.

جوانان امروز ما چهرهای بازیگران و بازیکنان فوتبال را بسیار بهتر از این ستارگان میشناسند و به نظر میرسد مقصر اصلی تلویزیون است که یادی از این استاد ارزشمند و سایرین نمی کند.

نورعلی برومند رفت ولی تا دنیا باقی است چشمه ای که او در زمینه موسیقی اصیل جاری کرده است روان است ورسانه ملی بخواهد یا نخواهد دل آنانکه برای اینگونه افراد ارزش قائل هستند به یاد او می تپد. یادش گرامی باد.


comment نظرات ()
تصنیف های عارف قزوینی
نویسنده : احسان - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٩

۱ – دیدم صنمی ( دیدم صنمی سرو قد…)

تصنیف شور – خواننده : زنده یاد ایرج بسطامی

عارف درباره چگونگی ساختن این تصنیف در دیوان خود نوشته : ” تقریباً در سن ۱۸ سالگی قبل از آمدن به طهران گفته ام.این تصنیف در رشت به عشق یک ارمنی زاده گفته شده “.این تصنیف تا کنون توسط  زنده یاد ایرج بسطامی و سیما بینا خوانده شده که بنده دومی را در اختیار نداشتم.

دانلود

۲٫ آمان ( ای آمان از فراقت آمان …)

تصنیف شور – خوانندگان: استاد شجریان و شهرام ناظری

عارف درباره چگونگی ساختن این تصنیف در دیوانش نوشته : ” این تصنیف را عارف بعد از مرگ شیدا ، در تهران در ورود فاتحان ملت به تهران ( ۱۳۲۶ هجری قمری ) ساخته ام “.تا کنون استاد شجریان این تصنیف را به صورت نیم دوچهارم و نیم شش چهارم خوانده است.همچنین شهرام ناظری هم این تصنیف را اجرا کرده که هر دو را می توانید دانلود کنید.

دانلود با صدای استاد شجریان –  دانلود با صدای شهرام ناظری

۳٫ نمی‌دانم چه در پیمانه کردی

تصنیف افشاری – خوانندگان : استاد دوامی (اجرای خصوصی) ، پریسا

این تصنیف در سال ۱۳۲۶ ساخته شده است . این تصنیف تاکنون توسط : الهه و پریسا و بدون ساز توسط استاد دوامی خوانده شده.این تصنیف از جمله تصنیف هایی است که عارف در جوانی سروده و مضمون سیاسی ندارد.

دانلود با صدای پریسادانلود با صدای استاد دوامی

 

۴٫افتخار آفاق ( افتخار همه آفاقی و منظور منی …)

سه گاه – خواننده : استاد شجریان

این تصنیف را عارف بخاطر افتخار السلطنه ، دختر زیبای ناصرالدین شاه ساخته است.این تصنیف را  استاد شجریان و عبدالوهاب شهیدی مشترکاً با الهه خوانده اند.

دانلود

۵٫ هنگام می ( از خون جوانان وطن لاله دمیده )

تصنیف دشتی – خواننده : استاد شجریان و الهه

عارف درباره چگونگی تشکیل این تصنیف در صفحه ۳۵۸ دیوان خود می نویسد : “این تصنیف در دوره دوم مجلس شورای ایران در طهران ساخته شده”.این تصنیف را تا کنون استاد شجریان و الهه خوانده اند که  الهه بند اول را اجرا کرده و شما می توانید هر دو فایل را دانلود کنید.

از خون جوانان وطن لاله ( وطن لاله ، وطن لاله ) دمیده

از ماتم سرو قدشان سرو ( جانم سرو ، خدا سرو ) خمیده

چه کج رفتاری ای چرخ چه بد کرداری ای چرخ سَر کین داری ای چرخ

نه دین داری نه آیین داری ( نه آیین داری ) ای چرخ (۲)

از ابر کرم خطۀ ری رشک ختن شد

دلتنگ چو من مرغ قفس بهر ( جانم بهر ، خدا بهر ) وطن شد

چه کج رفتاری ای چرخ چه بد کرداری ای چرخ سَر کین داری ای چرخ

نه دین داری نه آیین داری ( نه آیین داری ) ای چرخ (۲)

دانلود با صدای استاد شجریاندانلود با صدای الهه

برای دانلود کتاب تصنیف های عارف هم ایـــنــجا کلیک کنید.

۱۱۸ صفحه | حجم : حدود ۲۷ مگابایت

 


comment نظرات ()
ذوالفنون هم رفت…
نویسنده : احسان - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٩

جلال ذوالفنون آهنگساز و نوازنده سرشناس و صاحب سبک سه‌تار کشورمان ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه امروز ۲۸ اسفند در سن ۷۴ سالگی به علت سکته قلبی در بیمارستان البرز کرج درگذشت.

 

سید عباس سجادی ،شاعر و ترانه سرا ضمن اعلام این خبر به همشهری آنلاین گفت که استاد سه هفته قبل عمل قلب باز داشتند و متاسفانه عصر امروز که حالشان به هم خورد به بیمارستان البرز  می برندش که تلاشهای پزشکان نتیجه نمی‌دهد و ایشان دار فانی را وداع گفتند.


comment نظرات ()
چرا کامکارها در عرصه موسیقی ماندگار شدند؟
نویسنده : احسان - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱

کامکارها آدم را به یاد قصه معروف پدری می اندازند که هنگام مرگ ، فرزندانش را می خواند و به هرکدام از آنها تکه چوبی می دهد و از آنها می خواهد که چوب را بشکنند.فرزندان چوب را می شکنند. پدر چوبی بر چوب قبلی اضافه می کند و از آنها می خواهد که هر دو چوب را با هم بشکنند واین کار را تا چند چوب ادامه می دهد. وقتی تعداد چوبها به شش یا هفت می رسد، کسی از فرزندان، حتی زورمندترین آنها به رغم به کار بردن تمامی توان خود قادر به شکستن دسته چوب ها نمی شود . اینجاست که پدر روبه فرزندان کرده و می گوید : اگر با هم متحد باشید کسی نمی تواند شما را بشکند و همه گاه اعتبار و منزلت خودتان را دارید.به گمانم روزی که استاد حسن کامکار داشت زندگی را بدرود می گفت این قصه در ذهنش جولان می کرد و می دانست که پراکندگی و تفرقه چه مصیبت بزرگی است و با آدمی چه می کند . پس او هم فرزندانش را پیش خود نشاند و توصیه هایی کرد که تا به امروز که ۲۵ سال از شکل گیری این گروه می گذرد، همچنان آویزه گوش کامکارهاست

    

اما به راستی راز ماندگاری کامکارها در چیست؟

 

شاخص ترین گروههای موسیقی ایرانی درنهایت پنج تا ۱۰ سال دوام آوردند و اگر هم نامی از یک گروه همچنان باقی مانده است، اما حتم بدانید که افراد آن همانند مهاجرانی که از شهری به شهری می روند، ترک این گروه کردند و به گروه دیگر پیوستند و از گروه دیگر هم به گروههای دیگر کوچیدند و الخ. حتی گروه شجریان با علیزاده و کلهر که بسیاری گمان می کردند تا سالها دوام می آورد نیز پس از پنج سال، به دلایلی که اهل موسیقی می دانند و اما عموم مردم از آن اطلاعی ندارند، از ادامه همکاری سرباز زدند. شجریان با دو سه تن دیگر از اهالی موسیقی گروهی تازه را شکل داده و قرار است اوایل زمستان کنسرتهایی را در ایران و دیگر کشورها ادامه دهد. کلهر هم به دنبال برنامه های مشترکش با نوازندگان دیگر کشورها پیوسته است و علیزاده هم به ساختن موسیقی فیلم برای سریالهای تلویزیونی رو آورده است. کامکارها اما، ماندند و هر روز قوی تر از پیش شده واکنون به شاخص ترین و حرفه ای ترین گروه موسیقی ایرانی بدل شده اند 

برادری و برابری

اگر بخشی از رمز ماندگاری گروه کامکارها را در خانوادگی بودن آن بدانیم، بخش دیگر آن را باید محصول نگاه مساوی آنها به یکدیگر دانست. هوشنگ کامکار در گفت و گویی با نگارنده که به زودی انتشار خواهد یافت، گفت که تمامی اعضای گروه یه یک اندازه در آمد کسب می کنند. یعنی ارژنگ کامکار، نوازنده تمبک گروه که در سنت گروه نوازی موسیقی ایرانی از کمترین شانیت برخوردار است و بسیاری تمبک نوازان را «کیف کش» گروه می دانند و تحقیرش می کنند، با آهنگسازی همانند هوشنگ کامکار که در گروه سمت های مهمتری را برعهده دارد، هنگام تقسیم درآمدهای حاصل از کنسرت، به یک اندازه سهم می گیرند. این گونه است که کسی در گروه احساس حقارت نمی کند و از دل و جان برای پیشرفت جمع، می نوازد. اگر چه مسایل مالی در گروههای موسیقی بسیار مهم است و ریشه بسیاری از اختلافات را می توان در نگاه تبعیض آمیز میان خواننده و دیگر افراد گروه هنگام تقسیم در آمدها یافت، اما به نظر می رسد هوشنگ کامکار که خود سرپرستی گروه کامکار ها را برعهده دارد، سعی کرده است این «دندان پوسیده» را بکشد و ریشه اختلاف را از ابتدا خشک کند. برای همین است که در چند سال اخیر این گروه کمتر تن به همکاری با خوانندگان مطرح می دهد، دلیلش هم روشن است. خوانندگان مطرح می آیند و از اعتبار گروهی حرفه ای همانند کامکارها بهره می گیرند ودر عوض تقاضای دستمزدی چند برابر دیگر اعضای گروه را مطرح می کنند. درحالی که اعتبار گروه کامکارها، به گواهی کارشناسان موسیقی ایرانی به اندازه ای است که نیازی به تزریق اعتبار خواننده یا نوازنده دیگر برای جلب مشتری ندارند  

صریح و انتقادپذیر 

صراحت، مهمترین ویژگی است که هوشنگ کامکار از آن بهره می برد. وی در نخستین نشست «نقد نغمه» که سازمان فرهنگی وهنری شهرداری تهران در فرهنگسرای شفق برگزار کرد، ‌بر خلاف عمده اهالی موسیقی که از انتقاد فراری اند، گفت که آمده است تا تندترین انتقادات را درباره کنسرتش بشنود. در مقابل، خود هم برخی از مناقشه برانگیزترین مباحث را مطرح کرد. از جمله این مباحث، نظرش درباره خوانندگان بود که از دل پر وی نسبت به این گروه از اهالی موسیقی خبر می داد. کامکار گفت که از نظر وی خواننده هم سطح نوازنده است و درهمه چیز باید مساوی با نوازنده باشد و داشتن استعدادی خدادادی نمی تواند محملی باشد برای برتری داشتن خواننده بر نوازنده. نوازنده هم سختی می کشد تا بتواند ردیف را بیاموزد و با تکنیکهای نوازندگی آشنا شود و در نهایت با داشتن تمامی این قابلیتها به گروهی راه یابد.هوشنگ کامکار البته در چنان جایگاهی قرار دارد که بی اعتنا به جبهه گیری خوانندگان بر آنان بتازد و از تبعیضاتی که از سوی آنها بر جامعه موسیقی دانها می رود گله کند. وی سرپرست گروهی است که تقریبا بیشترین تماشاگر را در میان اهالی موسیقی ایران دارد؛ همه گاه کنسرتهای آنها با صندلی پر و سالنهای مملو از جمعیت روبرو می شود و بلیتهای آنان هم بازار سیاه پیدا می کند. او می تواند مقابل بازار خواننده سالاری بایستد، زیرا گروهی که سرپرستی می کند، به جای آنکه به تک ستاره متکی باشد، ستاره ای در قامت جمع شده است که همه با هم و کنار هم می درخشند. تا چند سال دیگر خانواده کامکارها با پیوستن نسل سومشان می توانند جمعیتی را شکل دهند که به اندازه یک ارکستر بزرگ مجلسی نوازنده و خواننده و آهنگساز داشته باشد . پس کامکار می تواند به اعتبار این شعر که «چون جمع شد معانی، گوی ببان توان زد» جبهه ای پر اعتبار و با پشتوانه را مقابل خوانندگان بگشاید ، جبهه ای که پیش از وی هنرمندان طراز نخستی چون حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، محمد رضا لطفی و دیگران گشودند اما درنیمه های راه فرسوده و خسته شدند و نتوانستند این مسیر پر پیچ و خم و سنگلاخ را استمرار بخشند .(منبع : ایران ایران  


comment نظرات ()
دانلود تصنیف مرغ سحر با صدای استاد شجریان
نویسنده : احسان - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱
آهنگ : مرتضی نی داوود
شعر : ملک الشعرا بهار
خواننده: محمد رضا شجریان
سال آفرینش : ۱۳۰۴
دستگاه : ماهور
 
 
 

 

این تصنیف زیبا رااز ایــنــجا دانلود کنید.

مرغ سحر ناله سر کن ….. داغ مرا تازه تر کن


زآه شرر بار ، این قفس را……………… برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ….. نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاک توده را .. پر شرر کن

ظلم ظالم ، جور صیاد ……… آشیانم داده بر باد


ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت ………. شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است ، گل به بار است ………. ابر چشمم ، ژاله بار است


………….
این قفس چون دلم تنگ و تار است ………….. شعله فکن در قفس ای آه آتشین ….. دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این … بیشتر کن ، بیشتر کن ، بیشتر کن
مرغ بی دل ، شرح هجران …….. مختصر ، مختصر کن ، مختصر کن

بند دوم

:
عمر حقیقت به سر شد …………….. عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق ، ناز معشوق ………. هر دو دروغ و بی ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد ….. قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی ، وطن و دین بهانه شد .. دیده تر کن

جور مالک ، ظلم ارباب ………………. زارع از غم گشته بی تاب


ساغر اغنیا پر می ناب …………… جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر کن ………….. از مساوات صرف نظر کن

ساقی گلچهره بده آب آتشین …….. پرده دلکش بزن ای یار دلنشین


……………..
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین …………… کز غم تو ، سینه من ……………….پر شرر شد ، پر شرر شد

 


comment نظرات ()
موسیقی ایرانی روح پرور و طرب آور ، موسیقی جاز خسته کننده و حزن انگیز
نویسنده : احسان - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱

 

جمله بالا ، در تضاد با آنچیزی است که در عرف جا افتاده است . آنچه که ذهنیت عوام را در برگرفته است این است که موسیقی اصیل ، غم انگیز است و انسان را به یاد قرضهایش می اندازد . اما موسیقی متال و راک و جاز شادی آور است . اگر به این مساله عمیق تر نگاه کرده شود ، مشاهده میگردد که مطلب خلاف این است . نوع موسیقی واشعار سطحی و بی پایه آن ، مورد تمسخر و انتقاد اهالی این گونه از موسیقی واقع شده است. در دراز مدت ، خستگی و آشفتگی ناشی از سر و صدای نابهنجار پاپ و راک در ذهن شنونده باقی میماند این موسیقی ریشه ای در هویت ما ندارد ، مناسب جامعه ما نیست و عده ای که تعدادشان هم کم نیست سعی دارند به زور آنرا در فرهنگ ما رسوخ دهند و بیشتر مناسب مجالس بزم ، ابتذال، پارتی ها و از این نوع است . وضعیت و سوابق خوانندگان این نوع موسیقی هم که اظهر من الشمس است . آهنگسازی و خوانندگی آن هم نه توانمند و نه طاقت فرساست

در سوی دیگر ، موسیقی اصیل ، شادی آور و طرب انگیز است. دقیقا مخالف آنچیزی که ذکر می شود . البته شکی نیست که این موسیقی شادی مطرب و غنا را ندارد و نمیتوان آنرا برای استفاده از حرکات موزون استفاده کرد. این ، نوعی برتری است . شادی مورد نظر در این گفتار از این نوع نیست

 

دستگاههای موسیقیایی ما ، همگی هم میتوانند شاد باشند، هم حماسی و هم غمناک . نمونه اصلی آن در دستگاه شور ، آنجا که دشتی ، آوازی است که میتوان آنرا به صور مختلف ارائه داد . دستگاه چهارگاه دستگاهی است ماواریی و روحانی . برای مثالی ساده و ملموس تر میتوان به شعر “مبارک بادا ” اشاره داشت که در عروسی ها سالهای سال است که خوانده میشود و در چهار گاه اجرا میگردد و جزو دستگاههای ایرانی است و شاد و نشاط آور است

این موسیقی ریشه در تاریخ ما داردو سالهای سال است که بر روی آن کار شده است . یاد گرفتنش راحت نیست و به همین دلیل گرایش به سوی یاد گیری آن کم است و سالها زحمت و تلاش می طلبد . بیشتر افراد هم که دوست دارند به سرعت یاد بگیرند و بکار گیرند و بنابر این نمیتوانند از عهده آن برآیند.

 

خلاصه کلام اینکه ، موسیقی ملی ما لطیف و نشاط آور است . غم هم جزیی از هر موسیقی است و موسیقی ما نیز مثل سایر موسیقی ها آنرا دارد ، ولی بیشتر فضای آن مملو از احساس ، عواطف روحی و زیبایی درونی است و شادی آفرین است و می بایست با شادی های پر سر و صدای زودگذر و طنازی حساب آنرا جدا کرد


comment نظرات ()
بیداد استاد – به بهانۀ لغو فعلی کنسرت استاد شجریان
نویسنده : احسان - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳٠

 

بعد از قطع برق سالن

وزارت کشور در دو شب آخر کنسرت همایون شجریان و گروه دستان و اعتراض استاد
شجریان به این اتفاق ، دو هفته نامۀ گل آقا ، مطلبی با تیتر ” بیداد استاد
نوشت که فکر کنم به دلیل ادامۀ این سنگ اندازی ها در را شجریان ها ، تا
سالها باید آن را بخوانیم و حسرت یک کنسرت بی حاشیه را بخوریم

 

« آن کیست کز روی کرم با چون منی یاری کند » *        بر جای سنگ انداختن یکبار همکاری کند

 

گاهی بگیرد دست دل در کوچه بن بست دل              وآنگه به ناز شست دل قدری سبکباری کند

در روزگار بی غمان ، بر حال زار عاشقان                        چندی به آواز بنان ، بنشیند و زاری کند

اصحاب فرهنگ و هنر آشفته حال و در ضرر                دارد سلامت یک نفر تا حس بیماری کند ؟ !

هر یار با اسم و نشان ، ارباب شهر خامُشان                 امروز قبل از دیگران بر ما ستم جاری کند

اهل هنر در خانه ها ، ملغی شده برنامه ها                   یا قطع برق جمع ما از روی ناچاری کند !

« گفتم گره نگشوده ام زان طرّه تا من بوده ام          گفتا منش فرموده ام تا با تو طراری کند » **

تکرار کن آواز را و آن نغمه های ساز را                    تا طفل سنگ انداز را مرد نکوکاری کند !


به نظر من این شعر گویای همۀ مسائل پیش آمده و بیانگر اوضاع و احوال سنگ
اندازان راه شجریان ها است.سنگ اندازانی که با بهانه کردن چیزهای عجیب و
قریب که اصلاً ربطی به آنها ندارد قصد رسیدن به اهداف خود را دارند.بی شک
در تاریخ سابقه نداشته که مسئول ارشاد ( که مسئول مدریت محتوای آثار است )
به مسائل سالن و مسائلی ایراد بگیرد که به خود هنرمند بستگی دارد.آیا
استاد شجریان نگران شخصیت و منزلت خودش نیست که مسئولین ارشاد نگران آن
باشند؟ این بیانات شخصی بی دلیل نبوده و به قول خود استاد شیطنتی بیش
نیست.دقیقاً یادم هست که در تاریخ چهارم مهر سال ۱۳۸۵ در خبرگزاری مهر ،
مطلبی از همین مسئول ارشاد ( که ۱ روز بود به این مسئولیت رسیده بود ! ) ،
مطلبی با این تیتر خواندم : حسین احمدی :قول می دهم دیگر مجوز هیچ کنسرتی
لغو نشود!


comment نظرات ()
دو فایل صوتی از آواز داریوش کاکاوند
نویسنده : احسان - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۱

به درخواست دوستان وعلاقه‌مندان (چه حضوری و چه مجازی )بعد از مدتها و با لطف آقای داریوش کاکاوند ، دو قطعه صوتی از اولین آثار ضبط شدۀ ایشان است ، برای دریافت از دو سرور آماده شده ، اگر مشکل خاصی برای سرور یک پیش آمد ، می‌توانید از لینک دوم استفاده کنید..فایل‌ها به دلیل تبدیل از روی نوارکاست ، از کیفیت بالایی  برخوردار نیست که پیشاپیش از این بابت عذرخواهی می‌کنم.منتظر نقدها و نظرات شما دوستان عزیز و علاقه مندان گرامی مخصوصاً اهل آواز، هستیم.با تشکر و درود فراوان.

۱ . اولین اثر ضبط شده در ابتدای فراگیری هنر آواز (سال ۱۳۷۴) به همراه سه تار علی اکبر ثقفی در مایۀ بیات ترک

شعر :

بود آیا که در میکده ها بگشایند                                        گره از کار فرو بسته ما بگشایند

اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند                                   دل قوى دار که از بهر خدا بگشایند

در میخانه ببستند خدایا مپسند                                        که در خانه ء تزویر و ریا بگشایند

نامه تعزیت دختر رز برخوانید                                     تا حریفان همه خون از مژه ها بگشایند

لینک دریافت ( با حجم ۱۳٫۷ MB ):

دانلود از سرور یک / دانلود از سرور دو

 

۲ . قطعه آوازی در مایۀ افشاری به همراه نی اسحاق چگینی (سال ۱۳۷۷).

 

 

شعر :

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست               در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است               ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

این چه استغناست یا رب وین چه قادرحکمت است/کاین همه زخم نهان هست ومجال آه نیست

چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش                    زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

لینک دریافت ( با حجم ۸٫۲۵ MB ) :

دانلود از سرور یک / دانلود از سرور دو


comment نظرات ()
مسعود شناسا استادی نه چندان آشنا
نویسنده : احسان - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۱

 

چند وقت پیش مشغول مطالعه کتابی به نام استادان موسیقی ایران در کتابخانه شهدای قزوین بودم که به شرح حال یکی از استادان سنتور ایران برخوردم فکر کردم برای کسانی که ایشان را نمی شناسند مطالعه آن جالب توجه باشد.این استاد گرامی مسعود شناسا می باشد که اطلاعاتی درباره ایشان از این کتاب در زیر موجود میباشد.جالب است بدانید که استاد شناسا به همراه استاد شجریان برنامه هایی از جمله آسمان عشق را اجرا کرده اند که برای دانلود، قسمتی از این آلبوم را که در آن آقای شناسا سنتور میزنند را می گذارم.بخاطر کم بودن کیفیت عکس ها هم معذرت میخواهم متاسفانه اسکنر در دسترس نبود با موبایل عکس گرفتم.

استاد مسعود شناسا

متولد شهریور ۱۳۳۱در شیراز.پس از آموختن مقدمات موسیقی،در سال۱۳۵۱وارد گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا(دانشگاه تهران)شد و نزد داریوش صفوت و نورعلی برومند(سنتور و ردیف موسیقی سنتی)،علیرضا مشایخی و احمد پژمان(آهنگسازی)،لوست مارتیروسیان(پیانو)،فرشاد سنجری(ساز آرایی)،هرمز فرهت و …به تحصیل پرداخت.در سال ۱۳۵۵ به اخذ لیسانس نایل آمد و بعدها مدتی نیز در نزد محمد تقی مسعودیه فراگیری آهنگسازی را ادامه داد.

وی از سال ۱۳۵۲ تا اواخر دهه شصت به تدریس سنتور در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی اشتغال داشت و از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۸ مدرس کارگاه موسیقی رادیو و تلویزیون ملی(به سرپرستی سعید خدیری)بود.مدتی نیز در بخش موسیقی دانشگاه آزاد،دانشگاه

هنر،و…پرداخت

 

شناسا در سال ۱۳۷۰ به اتفاق مهدی آذر سینا،محمد اخوانو سپس همراه با استاد محمد رضا شجریان،شهرام ناظری،داریوش پیرنیاکان،سعید فرج پوری،محمد فیروزی،جلیل عندلیبی و… کنسرت هایی در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد.

 

 برخی از آثار

-”تندر”(ده قطعه برای سنتور،چاپ۱۳۷۲)

-کاست”تندر”با همراهی محمد اخوان(تمبک)

-”نوا”برای سازهای ایرانی(با هماهنگی)

-همنوازی در آلبوم های؛”سخن تازه”(اثر مهدی آذر سینا)،مال کنون(اثر عطا جنگوک،براساس نغمه های بختیاری)و…

 

دانلود کنید چهار مضراب مخالف ساخته سعید فرج پوری از آلبوم آسمان عشق دانلود (اگر موفق به دانلود نشدید روی لینک راست کلیک کرده  و Save Target As  … را بزنید.)


comment نظرات ()
شادباش هفتادویکمین سال تولد استاد شجریان
نویسنده : احسان - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱

 

 

 

شجریان به همراه نوه های خود

بدون شرح.


comment نظرات ()
← صفحه بعد